تبليغاتX
 خاطرات مامان جون راحله

سلام خانوم خانوما.

خوشگل دخترا.

چطوری مامان؟

الهی که خوب خوب خوب باشی.دلم برا نوشتن برات تنگ شده بود.

قربونت برم قراره دوشنبه کمدت رو بیارن.هفته پیش قرار بود بیارن که بابا یکم کار داشت نشد.

حالا گوش شیطون کر دوشنبه میاد و مامان انقد کار داره که نگو.

قربونت برم خیلی دلم می خواد زود زود دیگه همه وسایلت رو بچینم.

روز دوم مرداد وقت دکتر دارم و می خوام ۳۰ شهریور برم سونو و شمارو ببینم.

مامان خوب رشد کن و بزرگ شو.اگه برم سونو ببینم قدو وزنت نرماله و یکم چاقالو بودی که بهتر یه کادو پیشم داری.

پس خوب بزرگ شو.

چند روز دیگه تولد مامانه.دعا کن سال خوبی برام باشه که امیدوارم با دنیا اومدن تو یکی از بهترین سالای زندگیم باشه.

دخملی چقد دل مامان رو بردی.وقتی تکون می خوری بهترین لحظات زندگیه منه.نمی دونی چقد خوشحال می شم.

بعضی روزا هم که اصلا ازت خبری نیست و کلی مامان غصه می خوره که ایا حالت خوبه.

جدیدا پاهای مامان خیلی درد میکنه.شبا هم اصلا نمی تونم بخوابم.روی پاهام هم ترک شده.ولی فکر نکنی مامانت بعدش همینطور می مونه.یعنی امیدوارم که بتونم مثل قبل بشم.

دعا کن خانوم دکتر خوب عملم کنه که جای عملم درد نگیره زود ورزش رو شروع کنم.

می خوام انشاا... تو که بزرگ شدی باهات بیام گردش بعد باید قوی باشم که از دخترم عقب نیفتم.فکرنکنی بزرگ شدی مامان پیره نه من اگه خدا بخواد و سالم باشم حتی اگه سنم بره بالا بازم احساس جوونی می کنم.

پس تو هم به خودت برس که یه وقت باهات مسابقه دو دادم تظاهر به باخت نکنم و الکی ازت عقب نیفتم.

اخه مامان دوش خیلی خیلی خوبه قبلا هم برات گفتم.ولی الان که پادردم نمی تونم ۲ قدم راه برم.بلا توی دلت بهم خندیدی نه؟

گفتی زرشک مامانی تا من دنیا بیام و ۲ سالی بهم شیر بدی همین ۲ قدمم نمی تونی بری.ها؟

نخیر دختر خانوم الان شما توی شکممی انشاا... وقتی دنیا بیای وزنم هم کم میشه.دیدی بی خود بهم خندیدی.

الهی قربونت برم من خیلی دلم می خواد اون موقعها سرحال باشم ولی به خاطر تو حاظرم از جونم بگذرم جوونی و سرحالی که چیزی نیست.

حتی سرحال بودنم رو هم به خاطر تو می خوام که احساس شادابی کنی و بگی چه مامان قوی دارم .

من الان که توی شکممی و هنوز ندیدمت جونم برات میره.

بابا همش می پرسه چقد دوست دارم منم می گم خیلی یکم حسودیش می ره .

خب اونم خیلی دوست داره.

ولی ما یعنی من و بابا هم خدارو شکر هم رو دوست داریم.برای هردومون دعا کن مامانی که سایمون بالا سرت باشه .

خب قربونت برم دیگه میرم مواظب خودت باش.

خیلی خیلی خیلی دوست دارممممممممممممممممممممممم.

بوس بوس برای دخمل ناناسم.


 

نوشته شده توسط راحله در شنبه پانزدهم تیر 1387 ساعت 5:9 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


سلام.

صدها سلام به دختر عزیزم.

چطوری مامان؟

خیلی دلم برا نوشتن  برات تنگ شده بود.

فکرنکنی این مدت یادت نبودم.

اتفاقا همش تو بودی تو.

حالا برات تعریف می کنم.

روز شنبه ۱/۴/۸۷

من و مامانی رفتیم بازار وبلاخره تخت و کمد شمارو سفارش دادی.

مبارک باشه مامان جون.

الهی به خیر و خوشی روی تختت بخوابی و خوابای خوب ببینی و عمرت طولانی باشه.

رنگ صورتی برات گرفتم اخه ئجوراب صورتیه دخمل نانازی.

بعدشم رفتین پاساژ فردوسی و یکم برات لباس و اینجور چیزا گرفتیم.

سرویس کالسکه هم گرفتیم.

کی باشه اتاقت رو بچینم دیگه .

اقای گفته دوشنبه کمدت رو میارن.

وای که برات چه اتاق قشنگی انشاا... درست کنم.

راستی روز سه شنبه روز مادر و روز زن بود.

بهت تبریک میگم.خب تو هم یه زنی .یه زن کوچولوی ناز نازی.

باباجون از طرف تو برام یه کیف خرید.

دستت درد نکنه مامان چه خوش سلیقه ای .

به بابا نگی ولی هنوز خودش برام چیزی نخردیده تا ببینم چی میشه.

راستی روز یکشنبه هم رفتم دکتر و صدای قلب خوشگلت رو ضبط کردم.

خوشگلترین صدای دنیا.

قربونت برم اینقد دوست دارم.

مامان مواظب خودت باش.

هزاران بوس برای دختر عزیزتر از جونم.

 


 

نوشته شده توسط راحله در پنجشنبه ششم تیر 1387 ساعت 11:39 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


سلام دختر گلم.

الان داشتم خاطره دنیا اومدن یکی از نینیارو می خوندم دلم ضعف رفت گفتم بیام بهت بگم چقد منتظرم تو بیای.

خیلی دوست دارم مامانی.

دیشب که نتونستم بخوابم الانم همه عضلات شکمم درد داره.

مامان وقتی بزرگ شدی بدون که من و بابا خیلی برات زحمت کشیدیم.

اون موقع که خوشکل کردی و میری جلوی ایینه که با شوهرت بری گردش به یادت بیار که همینجوری این قدو بالارو نگرفتی و مامان انقد بیدارخوابیها کشیده انقد دل درد کمردردا داشته تا تو یه دختر لزرگ شدی.

اینارو نمی گم منت سرت بذارم چون خودم عشق می کنم با همه اینا ولی ازت فقط می خوام بزرگ شدی من و بابارو فراموش نکنی و دوسمون داشته باشی که فکر نمی کنم برای یه مادر خواسته زیادی باشه همین.

چون خیلی دوست دارم و تا ابد باهاتم هر کاری داشتی به مامان بگو تا جایی که بتونه بهت کمک می کنه.

قربون دختر مهربونم.

بوس بوس.


 

نوشته شده توسط راحله در دوشنبه بیستم خرداد 1387 ساعت 12:11 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


سلام دختره نازم.

وای مامان امشب خوابش نمیبره.

اخه شما شیطونی می کنی نمی ذاری بخوابم.

میری یه سمت لکه میشی انقد فشار می دی که حس می کنم دلم ژاره میشه.

مجبورم بشینم.

خوشگل خانم تو هم من رو گذاشتی سر کار.

صبح تا شب انقد باید انتظار بکشم تا شاید خانم خانما لطف کنن و یه لگد به مامانش بزنه تا خیالم راحت شه که خوبی حالا نصفه شبی برا من بازی در میاری بلا؟

عیبی نداره انقد دوست دارم که برات میمیرم بی خوابی چیزی نیست.

الهی زنده و سالم باشی.

دوست دارم عزیزم.منتظرم بیای.

مامانه به لطفه شما بی خوابه،توی یک ساعت دو سه بار دستشویی برویه،

وقتی غذا میخوره می خواد بعدش خفه بشه،یکم چاقولویه،گرماخوریه و خلاصه...................

 

البته همه اینارو دوست دارم با همه سختیش چون تو توی دلمی.خدا حفظت کنه .

تا بعد بای دختره ناناسه عسل مامان.

خیلی خیلی خیلی  دوست دارممممممممممممممممممممممممممممممم.


 

نوشته شده توسط راحله در دوشنبه بیستم خرداد 1387 ساعت 1:20 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت



دوباره سلام عزیزم.

اخه یادم رفت یه چیزی رو بهت بگم.

امروز ۱۳ خرداد برا مامان و بابا یه روز خاصه.

روزه اولین مسافرت من و بابا.

اخه اون موقع خیلی بهمون خوش گذشت.

چقدو چقد خوشحالم که الان توی شکمه مامانی.

امشب انشاا... می خوایم ۳تایی به یاد اون روز جشن بگیریم.

ما رفتیم شمال ولی هنوز شما نبودی و امروز تو هم با ما هستی و در جشن ما شرکت می کنی.

اخه مامانی خیلی به تاریخا اهمیت میده و هر روزی که یه اتفاق خوب افتاده باشه براش مهمه.

مثل تولدا سالگرد ازدواج و غیره.

خب بعد میام می گم امشب چیکار شد.

بوس بوس دختره عزیزم.


 

نوشته شده توسط راحله در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 ساعت 7:57 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت



سلام مامانی.

دلم باز برات تنگ شد گفتم بیام پیشت یه سلام به نینی گوگولیم بکنم.

خیلی دوست دارم.

بابا هم سلام می رسونه و میگه خیلی خوشحالم تو دختری و جورابات صورتیه.

تازه میگه ما از اول وبلاگت رو صورتی گذاشتیم تا دختر بشی.

تو عزیز من و بابایی.

بوس بوس.


 

نوشته شده توسط راحله در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 ساعت 7:29 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


سلام دختره قشنگم.

حالت خوبه مامان؟

راستش الان توی فکر اسمم برات.چقدم کار سختیه.

خیلی دوست دارم مامان جون.

هر روز سی دی فیلمی که سونو ازت گرفت رو می ذارم نگاه می کنم.

چقد ناناسی.

امروز قومهای بابا رفتن مسافرت بابا هم گفت ما انشاا... گوش شیطون کر سال دیگه با دخمله نانازمون می ریم.

امروز هوا خیلی گرمه منم کلافه شدم.

خواستم باهات یکم حرف بزنم.

راستی  من بهت قول داده بودم وقتی بابا حقوق ماهیانه مامان رو داد از پول خودم برای دختره ناناسم یه جایزه بگیرم.

باباجون هم پولم رو داده و عصری میریم مامان برات یه کادو خوشگل می خره.

اخ که چقدددددددددددددددددددددددددددددددد دیوونه توام.

دیشب این اهنگ کامران هومن رو گوش می کردم نمی دونی چه حالی شدم همش حرف دلمه واست.

من اگه نباشم کی واسه همیشه تو رو می پرسته

کی نمی شه خسته

کی تورو می ذاره روی ۲تا چشماش

کی اگه نباشی می گیره نفسهاش.

وای مامان خیلی دوست داره.

الهی همیشه باشی که خدای نکرده بی تو امیدوارم منم نباشم.

بیا دعای بهتری بکنم .

الهی همیشه زنده باشی و منم تا صدو بیست سال باهات باشم.

گوگولی مامان چقد توی دل من جا باز کردی.

خب مواظب خودت باش عزیزم.

دوست دارم هوارتااااااااااااااااااااااااااااا.

بوس بوس برا دختر نازم.

 

 


 

نوشته شده توسط راحله در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 ساعت 12:33 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


سلام مامانی.

سلام دختره قشنگم.

بله بلاخره مشخص شد شما دختره خوشگل مامانی.

چقدو چقد از اینکه بلاخره فهمیدم جنس نینی چیه خوشحالم.

اخه مامان الان ۵ماه گذشته و تقریبا همه اونایی که حامله بودن می دونستن غیر از من.

ولی حالا منم می دونم و چقد خوشحالم از اینکه خدا یه دختر ناناس بهم داده.

راستش برای بچه اول زیاد فرق نمی کنه چی باشه.ولی مامانی یکم دختر بیشتر دوست داشت.

خیلی همیشه دلم می خواست خدا بهم دختر بده و حالا خیلی خیلی ازش ممنونم.

خداوندا از لطفت ممنونم.متشکرم اون چیزی که ازت خواستم رو بهم دادی.الهی شکر.

خدایا حالا هم باز ازت درخواست دارم که امیدوارم با لطفت اونا رو بهم بدی.

اینکه این دخترم  صدو بیست سال عمر کنه.خوشبخت باشه.چه جسمی چه عقلی سالم باشه.از بلاها در امان باشه.پیش تو و خلایق سر افراز باشه.دل مامانش رو شاد کنه.کلا همیشه موفق باشه.الهی امین.

خب مامان بذار از سونو برات بگم.

روز یکشنبه مورخ ۵/۳/۷۸ مامان وقت گرفت بره سونو.

ساعت ۱۱ صبح زنگ زدم که برای دوشنبه وقت بگیرم.یه دفعه گفتم میشه امروز بیام و نمی دونم چی شد که موافقت شد.

خانمه گفت پس باید ساعت ۱۲ اینجا باشی که من قبول کردم.یک ساعته باید میرفتم پیروزی.

وای مامانی نمی دونی با چه ذوقی رفتم.دلم می خواست هرچه زودتر ببینمت.

راستش بیشتر دلم برات تنگ شده بود.

رفتم سونو شاهرخ.خلاصه رفتم تو.اقای دکترم خوب شمارو نگاه کرد که ببینه سالمی که خدارو هزاران هزار مرتبه شکر سالم بودی.

دکتر گفت یه دختر خوشگل دارین که دل مامان همونجا رفت توی یه حالی که خیلی کیف کردم.

بعد گفتم میشه خودمم ببینمش که مانیتورو برگردوند و من شمارو دیدم.

چقد ناناس بودی.ماشاا...

خلاصه یه فیلم داد با چندتا عکس از شما .که من هر روز نگاه می کنم.

می خواستم زودتر برات بنویسم ببخش چون تلفن خونمون ۲روز از شبکه اصلی قطع بود.

حالا مامان ارزو می کنم زنده بمونم لحظه دنیا اومدنت رو ببینم.از اون جلوتر برم.ببینم به حرف اومدی و گفتی مامان،راه افتادی،دندون در اوردی،مدرسه رفتی،دانشگاه قبول شدی،عروس شدی و برام نوه اوردی.

وای یعنی میشه این لحظه ها رو ببینم.یعنی میشه.

الان وقت اذونه از خدا می خوام همه اینارو ببینم و یه روزی اینارو بخونم و ببینم به همشون رسیدم.

دختر نازم امیدوارم مامان خوبی برات باشم.بتونم دوستت باشم بیشتر ازاینکه مادرت باشم.

بابا هم خیلی خوشحال شد تو دختری.

توی سونو خیلی شبیه من بودی ولی دماغت مثل بابات بود حالا دنیا بیا ببینم چه شکلی هستی.

هر جور باشی تو نفس،عشق،هستی مامانی.

دلم می خواد همیشه با تو باشم و بی تو بودن رو دوست ندارم.اگه تو بودی منم باشم واگه..........................منم نباشم.

که امیدوارم همیشه باشی تا سالیان دور اونقد دور که موهای من سفید شده باشن و تولد ۹۰ سالگیمو جشن بگیرم.بعدم که رفتم پیش خدا تو هنوز روی زمین باشی و من پیش خدا سرافراز باشم که یه دختر مومن با خدا تربیت کردم.

اینو بدون عزیزم دلم می خوا همیشه خدارو در نظر داشته باشی.

اگه می خوای من ازت راضی باشم و قدر زحمتای مادرونم رو بدونی بنده خوبی باش و رضایت خدارو به رضایت بنده حتی منی که مادرتم ترجیح بده.

افرین دختر نازم.خیلی دوست دارم.خیلی خیلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی.

هنوز ۴ ماه دیگه مونده ببینمت امیدوارم ازت خوب پذیرایی کرده باشم تا حالا و بعداز این.

راستی دوستای مامان هم همشون تبریک گفتن که خدا بهم دختر داده.اونایی هم که پسر دارن از حالا یه چیزایی میگن ..................

خب بسه تو دختری و یه دختر وقتی ازین حرفا میزنن اروم یه جا میشینه نه مثل تو که الان یه لگد بهم زدی.چشمم روشن.........................

الهی قربونت که انقد دوست دارم.

الهی خدا تو و همه نینی هایی که هنوز دنیا نیومدن رو حفظ کنه.

اونایی هم که هستن زنده باشن.

اونایی هم که هنوز نیومدن توی دل مامانشون زودتر بیاین و دل خونوادرو شاد کنن.مثل خاله کاملیا که امروز بهم زنگ زد و کلی منو خوشحال کرد و بقیه.

خب مامانی مواظب خودت باش.

برای مامان و بابا هم دعا کن.

دوست دارم خیلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی.

بوس بوس برای تو دختر عزیزتر از جونم.

 


 

نوشته شده توسط راحله در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 ساعت 8:15 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


سلام مامانی.

الهی قربونت برم انقد نفسی.

مامان قراره فردا بره دکتر.نمی دونی چه استرسی گرفتم.

وای مامان الهی سالم باشی و من بتونم توی سونو اون قدو بالای خوشگلت رو ببینم.

اومدم همینو بهت بگم.

خیلی دوست دارم و همه زندگیم تویی.


 

نوشته شده توسط راحله در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 5:15 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


سلام مامان جونم.

چطوری عشق من؟

الان من و تو با هم تنها خونه ایم و بابا رفته سر کار.

انقد هوا خوب شده.یه باد خنکی میاد که ادم کیف می کنه.

خوب ناقلا دیروز خیلی کیف کردم چون تو نفسی خیلی لگد زدی و من بودن تو رو حس می کردم.

بابا هم اومد دید تو داری لگد می زنی قشنگ دیده می شد.

نمی دونی چقد قربون صدقت رفتم.

ولی باز از صبح دیگه شیطونی نکردی.

قربونت برم که انقد دوست دارم.

نکنه شیطون از لباسات خوشت اومده بود که خوشحالی می کردی.

خب من و بابا برات چندتا لباس خوشگل خریدیم.

یه ۵تیکه با ۲تا سرهمی با یه جفت کفش.

الهی قربون اون لیاسای خوشگل که انقد نازن.

یکیشون لیموییه.نمی دونی چقد نازه.

وقتی تو بیای و بپوشیشون من که قورتت میدم.

الانم یه لگد کوچیک زدی که نسبت به دیروز به چشم نم یاد.

ناقلا فکر کنم دیروز سرخپوستس می رقصیدی که شکمم مامان یه وری شد.

الهی قربونت که انقد برام عزیزی.

خب باز میام برات می نویسم و خبرای خوب رو بهت می دم.

مواظب خودت باش نفسم.

هزاران بوس برای تو امید زندگیم. 


 

نوشته شده توسط راحله در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387 ساعت 12:23 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


report phishing report abuse